لاپلاس

پيتر سيمون لاپلاس در 23 مارس 1749 در حوالي پون لوک فرانسه متولد شد پدرش دهقان فقيري بود و از کودکي خودش اطلاعي در دست نيست لاپلاس از جمله مؤثرترين دانشوران در طول تاريخ مي باشد او به محض اينکه رياضيدان مشهوري شد و افتخاراتي کسب نمود اصل و نسب خود را مخفي نگاه مي داشت، مشهور است که لاپلاس براي ملاقات دالامبر رياضيدان با ارزش در يکي از روزهاي سال 1770 به خانه او مي رود و با وجود توصيه هايي که ارائه مي دهد کمک قابل توجهي از طرف زياضي دان بزرگ نسبت به او نمي شود لاپلاس مايوس نمي شود و نامه اي براي دالامبر مي فرستد و در آن افکار خويش را درباره اصل مکانيک شرح مي دهد دالامبر به محض خواندن نامه نويسنده را احضار مي کند و به او مي گويد چنانچه ملاحظه ميکنيد من به توصيه و سفارش ترتيب اثر نمي دهم ولي شما براي شناساندن خود وسيله خوبي بدست آورديد دالامبر فوراٌ لاپلاس را به سمت استاد مدرسه نظامي پاريس انتخاب مي کند.
در مرحله اول لاپلاس نوشته هايي در باره مسائل حساب انتگرال، اختر شناسي، رياضي کيهان شناسي نظريه بازيهاي بخت آزمايي و عليت تاليف کرد در اين دوره سازنده وي سبک و شهرت و موضع فلسفي و برخي شيوه هاي رياضي خود را ساخته و پرداخته کرد و برنامه اي براي پژوهش در دو زمينه – احتمالات و مکانيک آسماني – تنظيم نمود که بقيه عمر را به کار رياضي در باره آنها پرداخت در مرحله دوم در هر دو زمينه به بسياري از نتايج عمده اي رسيد که به سبب آنها مشهور است و بعدها آنها را در رساله هاي بزرگ خو«مکانيک سماوي 1799 – 1825) و نظريه تحليلي(1812) گنجانيد اطلاع از بخش اعظم اين مسائل به وسيله شيوه هاي رياضي صورت گرفت که او در آن زمان يا قبل از آن، به وجود آورد ابداع کرده بود مهمترين آنها عبارتند از توابع مولد، که از آن پس به نام وي خوانده شدند. بسط، که آن نيز در نظريه دترمينانها به نام وي گرديد، تغيير مقادير ثابت به منظور رسيدن به راه حلهاي تقريبي در انتگرال گيري عبارتهاي اختر شناسي و ابع گرانشي تعميم يافته که بعدها با دخالت پواسون به صورت تابع پتانسيل برق و مغناطيس قرن 19 در آمد همچنين در طي همين دوره بود که لاپلاس به سومين حوزه علايقش – يعني فيزيک که با همکاري لاوازيه در زمينه نظريه گرما بود، وارد گرديد و تا حدودي در نتيجه آن همکاري بود که وي تبديل به يکي از اعضاي مؤثر حلقه دروني مجمع ملي شد.
اولين مسئله مورد توجه لاپلاس دنبال نمودن کار اسحاق نيوتن بود زيرا اسحاق نيوتن قانون اصلي مکانيک آسماني را يافته بود و لاپلاس مي خواست اين قانون را در مورد تمام اجسام منظومه شمسي به کار برد لاپلاس شروع به تعيين قوانين مکانيک سيارات کرد تا نشان دهد که اين اجسام مانند ساير اجسام تابع قوانين فيزيکي هستند اولين موضوعي که لاپلاس نزد خود مطرح مي کند موضوع ثبات دستگاه شمسي است که آيا به وضعي که داراست مي ماند يا بالاخره ماه روي زمين سقوط مي کند و سيارات بر جرم خورشيد پرتاب شده و معدوم مي گردند اسحاق نيوتن هم اين سؤال را مطرح کرده بود و به اين نتيجه رسيده بود که بايد گاهگاهي دست خداوند در کار بيايد و حرکات آنها را به جريان عادي برگرداند ولي لاپلاس گفت اگر چه وضع سيارات نسبت به خورشيد تغيير مي کند ولي اين تغييرات تناوبي است لاپلاس تمام اين اکتشافات را تحت عنوان مکانيک آسماني منتشر ساخت ولي چون فهم مطالبش براي همه کس مقدور نبود لذا تصميم گرفت کتابي ديگر بنويسد که مردم عادي هم از آن بهره مند گردند اين کتاب تحت عنوان شرح دستگاههاي جهاني منتشر شد.
لاپلاس علاوه بر نجوم و رياضيات استادي عاليقدر در علم فيزيک بود و در باره لوله هاي موئين و انتشار امواج صوتي مطالعات فراواني داشت از مهمترين آثار لاپلاس تئوري تحليلي احتمالات را که در سال 1812 نوشته است مي توان نام برد لاپلاس را که دانشمندي بي همتا مي توان گفت متاسفانه نسبت به تمام حکومتهايي که پي در پي عوض مي شدند تملق مي گفت و از آنها استفاده مي کرد در مقابل ناپلئون تا زانو تعظيم مي کرد و به همين علتها بود که از طرف امپراطور به مقامهاي کنت – سناتور – رياست مجلس سنا انتخاب شد با وجود اينها وقتي ناپلئون اسير شد به او پشت کرد و به عزلش راي داد و خود را در دامان لويي هجدهم انداخت و از طرف او به سمت رئيس کميته تجديد تشکيلات مدرسه پلي تکنيک و عضو مجلس عيان انتخاب شد. لاپلاس با تمام اين اوصاف جوانان را تشويق و کمک مي کرد به طوري که روزي يکي از اکتشافات جوان ناشناسي بنام بيو از طرف آکادمي مورد تمجيد قرار گرفت او را نزد خود خواند و معلوم گرديد لاپلاس قبلاٌ اين اکتشاف را مورد مطالعه قرار داده سات.
لاپلاس اواخر عمر را در آرکوري نزديک پاريس در عمارت ييلاقي خود که نزديک دوستش برتوله بود گذارنيد او روز 5 مارس 1812 در 78 سالگي در گذشت در حاليکه آخرين حرف او اين بود: آنچه مي دانيم بسيار ناچيز و آنچه نمي دانيم عظيم و وسيع است.