مقدمه

شرح حال بزرگ مردي که نگاه تيز بين او فراسوي هر پرده مات و کدري را در مي‌يافت و وقتي به دنيا مي‌نگريست به قدري آن را خوب مي‌شناخت که درک نوع نگاه او به دنيا به بررسي بسيار نياز دارد. در سال هزار و دويست و هشتاد و شش خورشيدي در شهر تبريز در خانواده‌اي فرهيخته کودکي به دنيا آمد که او را محسن نام نهادند، پدرش همچون اکثر آذريها مردي بود کوشا و با همت که چهارده سال در نجف اشرف تحصيل کرده بود. يک روحاني وارسته و پرهيزگار که چون از نجف به تبريز برگشت اشراف و اعيان شهر براي او هديه‌هاي بسيار فرستادند و او که انساني وارسته بود تمام هديه‌ها را پس فرستاد حتي هديه صولت السلطنه را. و با اين شيوه به آنان فهماند که وابستگي به يک طبقه و دلسوزي براي طبقه ديگر باهم منافات دارد، اين بود که در کنار ستارخان سردار ملي به مبارزه پرداخت و در دور اول و دوم به نمايندگي مردم تبريز به مجلس شورا رفت. او مرد پارسا و سخت کوشي بود که از مال دنيا چيزي نيندوخت و همواره سعي مي‌کرد چهار فرزند پسرش را پارسا و سخت کوش و دانش دوست بار آورد و در اين امر نيز موفق شد به گونه‌اي که هر چهار فرزندش به نحوي در زمينه کاري خود موفق بودند.

تحصيلات

چهل روز که از حضور محسن در خانواده آنان گذشت خانواده هشترودي به تهران نقل مکان کرد. محسن هشترودي تحصيلات ابتدايي خود را در مدارس سيروس و اقدسيه گذراند. وي مرد بسيار سخت کوشي بود و از کلاس هفتم بدون معلم به فراگيري زبان فرانسه همت گماشت و در آن خصوص چنان پيشرفت کرد که خيلي زود شروع به خواندن کتابهاي فرانسوي نمود. محسن از کلاس هشتم به مدرسه دارالفنون رفت و چون سطح مدرسه دارالفنون از بقيه مدارس بالاتر بود، بطور معمول هر دانش آموز تازه واردي را در کلاسهاي مختلف مي‌سنجيدند. به همين دليل معلم هندسه از او خواست قضيه‌اي را ثابت کند آن روز هيچ کس نمي‌دانست که روزي همين دانش آموز يکي از رياضيدانهاي بزرگ دنيا خواهد شد.

محسن در آنروز معلم هندسه را مات و مبهوت نمود و معلم در شگفت شد که او چگونه اين قضيه را بدون استفاده از راههاي مطرح شده در کتاب ثابت نموده است؟ از او پرسيد اين راه را از کجا آموخته اي؟ و دور ازذهن نبود که محسن هشترودي با اين همه کلنجار رفتن با کتابها اين راه را خودش ابداع کرده باشد. ديري نپاييد که از پرتو آوازه نام او در مدرسه نام ديگر شاگردان برجسته مدرسه کم رنگ شد و محسن هشترودي کانون توجه معلمان و شاگردان مدرسه شد. پروفسور هشترودي دوران دبيرستان را که به پايان رساند. تحصيل در رشته پزشکي را آغاز نمود، پس از مدتي تحصيل در اين رشته آن را رها کرد و به فرانسه رفت تا در رشته مهندسي مکانيک تحصيل نمايد، اما اين رشته نيز با ذوق او موافق نبود. اين بود که به تهران برگشت و در دارلمعلمين عالي به تحصيل در رشته رياضي مشغول شد.

رياضي با روح ذوق پروفسور هشترودي موافق بود و او باعشق تمام به تحصيل پرداخت. پس ازدريافت درجه ليسانس به فرانسه رفت و در دانشکده علوم پاريس مشغول به تحصيل در رشته رياضي شد و سپس به دانشگاه سوربن رفت و در آن دانشگاه تحصيلات خود را در دوره دکتري رياضي به پايان رساند. پروفسور هشترودي در سال هزار و سيصد و پانزده خورشيدي در سن بيست و نه سالگي به ايران بازگشت و با سمت دانشياري در دانشکده علوم و دانشسراي عالي مشغول به تدريس شد و پس از پنج سال به درجه استادي رسيد.

دکتر هشترودي و اطرافيان

وي نيز چون همه انسانها از محيط و افراد پيرامون خود تأثير پذيرفته بود، اما چند فرد به گفته خود او بيش از همه بر وي تأثير گذاشتند. در درجه اول برادر بزرگترش محمد ضيا هشترودي که دکتر هشترودي بنيان تعليم خود را از او مي‌دانست. محمد ضيا مردي خود ساخته بود تا کلاس يازده در دارالفنون خواند و چون معلومات او بيش از حد کلاس و گاهي بيش از سواد معلمان بود مرتب بر معلمان خرده مي‌گرفت. سرانجام او را از مدرسه اخراج کردند، وي در شهرهاي مختلف به معلمي پرداخت و تا پايان عمر معلم بود. زبان فرانسه را بسيار خوب فرا گرفته بود به گونه‌اي که فرانسويان تحصيل کرده را شگفت زده مي‌کرد. زبان عربي را نيز خوب مي‌دانست و مطبوعات عربي و ادبيات آن زمان را مطالعه مي‌کرد، رياضيات را در حد عالي مي‌دانست و اين همه را خود آموخته بود.

به ادبيات فارسي عشق مي‌ورزيد و خط خوبي داشت. شبانه روز مطالعه مي‌کرد و اين عادت تا پايان عمر با او بود. مي‌بينيم که خطوط اصلي سيماي فرهنگي دکتر محسن هشترودي نيزهمين موارد بود. از برادر که بگذريم استاداني که بر دکتر هشترودي تأثير فراوان گذاشته‌اند غلامحسين رهنما عبدالعظيم قريب دکتر سياسي والي کارتان فرانسوي بنيانگذار رياضيات جديد را مي‌توان نام برد.

خصوصيات فردي و فعاليتهاي غير رياضي

پروفسور هشترودي نيز همچون پدرش انساني وارسته بود وارسته و آزاد از بسياري قيد وب ندهاي دست و پا گير ، قيد و بندهايي که درصد بسيار زيادي از توان افراد را به خود اختصاص مي‌دهد و همين امر يکي از رموز موفقيت او بود. بيشتر پول و وقتش را صرف مطالعه مي‌کرد و مطالعه او هيچگاه به يک زمينه خاص محدود نمي‌شد. علاوه بر رياضي در ادبيات و بسياري زمينه‌هاي ديگرنيز مطالعه داشت. هر شبانه روز سه تا چهار ساعت مي‌خوابيد و بقيه وقتش را صرف مطالعه و کارهاي اجتماي و فرهنگي مي‌کرد. استاد هشترودي پا به پاي تدريس در دانشگاه در سال هزار و سيصد و بيست و يک خورشيدي رئيس فرهنگ تهران ، در سال هزار و سيصد و سي خورشيدي رئيس دانشکده علوم تهران شد.

روش خاص پروفسور هشترودي در هنگام کار بر روي يک موضوع توجه عميق و تمرکز کامل بر روي آن بود او وقتي به يک موضوع خاص مي پرداخت تمام ذهن و حواسش را برروي آن متمرکز مي کرد به گونه اي که درهنگام کار وقتي او را صدا مي‌زدند متوجه نمي‌شد و بعد از چند بار صدا زدن براي چند لحظه‌اي به طرف صدا خيره مي‌شد. درست شبيه فردي که از خوابي عميق برخاسته باشد. از ديگر ويژگيهاي او در هنگام کار دست کشيدن از بقيه کارها و اختصاص دادن تمام توان خود به يک کار واحد بود. نقل است از همسر وي رباب هشترودي که وقتي کاري را شروع مي‌کرد تا به نتيجه دلخواه دست نيافته بود از خواب و خوراک خبري نبود و گاهي اوقات حتي چند وعده پشت سر هم غذا نمي‌خورد. از ديگر ويژگيهاي برجسته وي نگاه تيز بين او بوده است، نگاه وي چنان تيز و متمرکز بود که همگان را به حيرت وا مي‌داشت.

از ديگر صفات و ويژگيهاي پروفسور هشترودي حافظه بسيار قوي او بود، حافظه يک دارايي خدادادي است اما استفاده بهينه از آن به خود شخص بر مي‌گردد. پروفسور هشترودي هيچگاه از حافظه‌اش براي مسايل پيش پا افتاده استفاده نمي‌کرد، تنها موضوعاتي را به خاطر مي‌سپرد که ارزش به خاطر سپاري را داشته باشند. اين ويژگي در اکثر دانشمندان وجود دارد، يعني توجه به آنچه ارزش توجه کردن داشته باشد و بي‌توجهي نسبت به ساير امور ، از اين روست که مرم عادي بعضي وقتها دانشمندان را به حواس پرتي متهم مي‌کنند.

نظم ويژگي ديگري است که نزد پروفسور جايگاه خاص خودش را داشت به ويژه نظم وي براي حضور در کلاسهاي درس. از آنجايي که او به تدريس عشق مي‌رزيد نظم وي براي حضور در کلاسها چنان بود که هيچگاه ديده نشد که پروفسور دير به کلاس درس برود و در اين امر بي نظمي کند، اما در پايان دادن به کلاس درس قايل به نظم نبود. کلاسهاي او گاهي اوقات سه تا چهار ساعت بيش از زمان قانوني طول مي‌کشيد. وي در ارج گذاشتن به دبيران و آموزگاران نيز چنان بود که اين موضوع را مي‌توان جزو ويژگيهاي او دانست و در همين راستا توجه او به انسان و همه مردم مثال زدني است او به انسان و استقلال آن مهر مي‌ورزيد چنان که معتقد بود: اگر قرار باشد سر رشته دانش و فن در دست زورمنداني باشد که آن را ضد انسانها بکار گيرند چه بهتر که تمدني در کار نباشد و بر همان حالت انسانهاي نخستين زندگي کنيم. يک دانشمند هنگامي مي‌تواند بر مراد دل خود زندگي کند که استقلال داشته باشد. نازک دلي ، داشتن احساس پاک و لطيف و حساسيت او نسبت به ظلم و ستم از ديگر ويژگيهاي او بودند. پروفسور هشترودي چنانچه نشاني از ستم مي‌يافت بي درنگ واکنش نشان مي‌داد، حتي اگر در کوچه و خيابان مادري کودکش را تنبيه مي‌کرد با بانگ و فرياد آن مادر را از اين عمل زشت باز مي‌داشت. نقل است روزي در حين تدريس پروفسور هشترودي متوجه کفشهاي پاره پاره دانشجويي شد و نتوانست به درس دادن ادامه دهد، کلاس را ترک کرد بعد آن دانشجو را خواست و چون از تهيدستي بي حد او خبر دار شد از حقوق خود براي او مستمري در نظر گرفت.

پروفسور هشترودي مطرح کننده يوفوها و کسي که به شوروي سابق کمک کرد زماني که سفينه يوري گاگارين داشت از مسير منحرف مي‌شد. سفينه با محاسبات پروفسور به مسير خود باز گشت. اين دانشمند بزرگ بيش از صد مدال جهاني دارد. بطور خلاصه مي‌توان ويژگيهاي پروفسور هشترودي که از عوامل اصلي موفقيت او بودن را چنين فهرست نمود:

  • وارستگي و ساده زيستي که از پدر خود به ارث برده بود.
  • سخت کوشي و تلاش مستمر.
  • توجه به ذوق و استعداد خود در انتخاب رشته تحصيلي.
  • توجه و تمرکز عميق بر روي موضوع مورد نظرخود و بي توجهي نسبت به موضوعات باز دارنده.
  • حافظه قوي و استفاده بهينه از آن.
  • نظم در کارهايي که مي‌پذيرفت.
  • ارج گذاشتن به انسان در کل و توجه خاص به معلمان و جوانان ، نازک دلي و احساسي پاک و لطيف داشتن.

پيشرفت علمي از ديدگاه پروفسور هشترودي

پروفسور هشترودي همواره بر اين اعتقاد بود که با شکوفا کردن استعدادها و جهت دهي صحيح به آنها مي‌توان از لحاظ علمي جايگاه شايسته‌اي در دنيا بدست آورد. او همواره در تلاش بود تا مسئولين را متقاعد کند که پژوهشگاه بزرگي در ايران تأسيس کنند تا تمامي استعدادها در آن گرد آيند و در جهت شکوفا نمودن جامعه تلاش نمايند. امکانات پژوهشي در آن جمع آيد، جوانان علاقه‌مند و مستعد در شهرها و روستاها بي هيچ تبعيضي شناسايي شوند و اين امکانات را در اختيار آنان بگذارند تا استعدادها به موقع شکوفا شود و پژمرده نگردد. بر سر هر کوچه بايد کتابخانه‌اي باشد و فراخور محل کتابهاي مقدماتي همه علوم و هنرها را در آن گرد آورند. جوانان را بايد به کتابخانه و مراکز فرهنگي کشاند، تنها از اين راه است که دانشمندان و هنرمندان بسياري از جامعه سر بر مي‌آورند و ايران جايگاه شايسته و ديرين خود را در دنياي علم بدست خواهد آورد.

علاوه بر آنچه بيان شد مشخص است که همواره در کنار يک مرد يا زن موفق انسان ديگري نيز وجود دارد که با ايجاد يک فضاي مساعد زمينه را براي پيشرفت ديگري آماده مي‌کند. اين مسئله به نوع نگاه فرد دوم به جامعه و مردم بر مي‌گردد، چه بسا استعدادها و نيروهايي که بخاطر خود خواهي‌ها ممکن است به هدر رود و هيچگاه درخدمت جامعه قرار نگيرد، زيرا توجه به کل جامعه و بکار گيري تمام توان خود براي آيندگان نيازمند از خود گذشتگي و ايثار است. رباب هشترودي همسر پروفسور هشترودي نيز از اين امر بر کنار نيست، چون پروفسور هشترودي را با لذت تحمل نمود، نقل است هشترودي در هنگام ازدواج هيچ ثروتي جز کتاب نداشت و زندگي ساده او همينطور ادامه يافت.

پس از مدتي حدود شش هزار تومان پول بدست آورد و آن مبلغ را به همسرش داد و به او گفت چون زمان عروسي هيج برايت نخريدم اکنون که گشايشي دست داده برو و انگشتري يا چيز ديگر براي خود تهيه کن. اما همسر فداکار او پول را نگه داشت و با فروختن فرش و يکسري اسباب ديگر خانه‌اي با آن پول خريداري نمود. خانم رباب هشترودي در مورد لذت زندگي با چنين مرد سخت کوشي مي‌گويد زن و مرد اگر سليقه‌شان در يک راستا باشد، براي هم نشيني و هم صحبتي باهم چه رنجها که بر خود هموار خواهند کرد. ادب و دانشي که هشترودي کسب مي‌کرد نه تنها جان خود را تازه مي‌کرد بلکه به اطرافيان خود نيز گرمي مي‌بخشيد و پرتو آن دم به دم بر تن آدمي احساس مي‌شد. معلومات او در گفتار و کردار او بازتاب داشت، چون لب به سخن مي‌گشود چنان لطافت و ظرافتي از آن مي‌تراويد که آدمي را بسوي خود مي‌کشاند.

مقالات و تأليفات پروفسور

حاصل زندگي پر بار پروفسور هشترودي را نمي‌توان به سادگي با معيارهاي کمي قياس کرد، وي طي سالهاي استادي خود شاگردان برجسته‌اي تربيت نمود که هر کدام راه او را پيش گرفتند و مايه سر بلندي ملت ايران شدند. آيا تعليم انسان آن هم انسانهاي برجسته و بزرگي که پرتو وجود هر کدام از آنها به تنهايي روشني بخش قسمت وسيعي ازجامعه است را مي توان به آساني سنجيد و با معيارهاي موجود ارزيابي کرد؟ حاصل شصت و نه سال زندگي پر ثمر علاوه بر کارهاي فرهنگي ، علمي و مديريتهاي فرهنگي مقاله‌ها و کتابهاي بسياري است که مشهورترين آنها به قرار زير مي‌باشد:

  • نظريه اعداد
  • دانش و هنر
  • تمرينهاي رياضيات مقدماتي
  • سايه‌ها
  • سير انديشه بشر
  • LES CONNEXION SNORMAL AFFINES ET WEYLIENNES
  • SUR LESS ESPACES DE RIMANN DE WEYL ET DE SCHOUTEN

وداع با دنيا

سر انجام پروفسور هشترودي در روز سيزدهم شهريور سال هزار و سيصد و پنجاه و پنج خورشيدي چشمان تيز بين و کنجکاو خود را بر اين جهان پر فسون بست و اين چنين خلأي دردناک و سنگين در ميان جامعه علمي ايجاد شد. او در حالي اين جهان را بدرود گفت که همچنان به کار با جوانان عشق مي‌ورزيد و آرزو مي‌کرد اي کاش سنت جاري اجازه مي‌داد تا جسدش در دانشگاه دفن شود تا باز خاک نشين قدم جوانان باشد.